پایگاه اطلاع رسانی انجمن محیط زیست شهرضا
پایگاه اطلاع رسانی انجمن محیط زیست شهرضا
پرچم

          ارسال به دوست           پرینت             بازگشت  
247

1397/5/8

2412

اکوفمینیسم چیست؟

 اکوفمینیسم چیست؟
سیمین یکتایی


درآمد
"اکوفمینیسم چیست؟" اولین نوشتار از سلسله یادداشت های محیط زیست در مهرخانه است. دغدغه ما در این یادداشت ها، واکاوی مسائل محیط زیستی، از زاویه اجتماعی است. از معرفی مفاهیم اساسی و زیربنایی محیط زیستی در جهان آغاز خواهیم کرد، و کم کم به مسائل انضمامی کشور خودمان نزدیک خواهیم شد. ما در این یادداشت ها می کوشیم اساسی ترین اندیشه های زیست محیطی در جهان، مهم ترین جنبش های زیست محیطی اجتماعی، و تأثیرگذارترین عاملان پیشگیری از تخریب محیط زیست را معرفی کنیم. اگر چه به ناگزیر در بخشی از سفر خود به جهان محیط زیست از غرب گذر خواهیم کرد، اما تلاش فراوان داریم تا تحت تأثیر هژمونی یا سلطه اندیشه ورزی غربی نباشیم و توجه خود را به مقدار مساوی به اندیشه ها و کنشگران شرقی مبذول داریم. در این مسیر از هند و چین، آفریقا و آمریکای جنوبی خواهیم گذشت، در کشورهای اسلامی به گشت و گذار خواهیم پرداخت، و در نهایت به خانه خودمان یعنی ایران، بازمی گردیم. 
 
تولد اکوفمینیسم
اگرچه توسعه در جوامع انسانی همیشه در طول تاریخ با تأثیرگذاری بر محیط زیست همراه بوده است، روند تخریب جدی محیط زیست در اثر توسعه عمدتاً با فرایند مدرنیزاسیون و صنعتی شدن در غرب آغاز شد. ساخت کارخانه های بزرگ، جاری شدن سیل مهاجران روستایی به شهرها و بزرگ شدن شهرها، استفاده بی رویه از منابع طبیعی، افزایش جمعیت و انباشت آلودگی در هوا، خاک، صدا، زباله و ...، به هم خوردن تعادل طبیعی اکوسیستم ها و از بین رفتن گونه های گیاهی و جانوری، و صدها نشانه دیگر از تخریب، زنگ خطر را در غرب به صدا درآورد و اندیشمندان را به توقف، و تأمل واداشت. جریان های فلسفی و فکری متعددی در نقد ِمدرنیته -از زاویه محیط زیست- پا گرفتند، جریان هایی که توسعه کورکورانه و بی توجه به حیات آینده اکوسیستم زمین، گیاهان و جانوران را به نقد کشیدند و از لزوم بازنگری در مفهوم «توسعه» و «مدرنیزاسیون» سخن گفتند. «اکوفمینیسم ecofeminism» یکی از این جریانات فکری است. 

مفاهیم اصلی
اکوفمینیسم به جنبش ها و فلسفه هایی اشاره دارد که میان محیط زیست و فمینیسم، رابطه برقرار می کنند. این واژه اولین بار توسط نویسنده فمینیست فرانسوی، فرانسیس دوبون در کتابش با نام «فمینیسم یا مرگ»(1) در سال 1974 به کار برده شد، وی همچنین بنیانگذار مرکز اکولوژی فمینیست در سال 1972 در پاریس بود. اکوفمینیسم بیان می دارد که سلطه مردان بر زنان، بازنما و تشدیدکننده غلبه جامعه بر محیط زیست بوده و این دو معضل با یکدیگر مرتبط هستند. روابط جنسیتی پدرسالارانه در جامعه، با مواجهه مردمحورانه با محیط زیست مرتبط است. 

همان نحوه فکر و رفتار که زنان را بی ارزش کرده، تحت سلطه درمی آورد و مورد استثمار قرار می دهد، در مواجهه با طبیعت به کار گرفته شده است. اکوفمینیست ها این تحلیل را به وضعیت دیگر گروه های تحت سلطه جامعه نیز گسترش می دهند، و ظلمی را که برای مثال بر سیاه پوستان، اعضای طبقات فرودست جامعه یا اقلیت ها روا داشته می شود، را از همین نوع می دانند. بنابراین آزادی در جامعه و عدم سوءاستفاده از طبیعت به هم مرتبط است. به همین سیاق، اکوفمینیسم همچنان که دغدغه های فلسفی، الهیاتی، جامعه شناختی و محیط زیستی دارد، دغدغه های سیاسی هم دارد. همچنین می توان نحله های مختلفی از اکوفمینیست ها را براساس اندیشه و عمل سیاسی که در پیش می گیرند، شناسایی کرد: اکوفمینیست های لیبرال، فرهنگی، اجتماعی و سوسیالیست. در مجموع این نحله های متعدد در یک چیز مشترک اند: آنها ساختارهای قدرت ظالمانه ای که زنان و طبیعت را در فرهنگ ها، محیط ها و شرایط تاریخی و سیاسی مختلف به بند کشیده اند، به چالش می کشند. 
  
گفتیم که اکوفمینیست ها به روندِ به خدمت گرفته شدن طبیعت توسط انسان در فرآیند مدرنیته، که ارزش ذاتی طبیعت را زیر سوال می برد و آن را تنها ابزاری برای بهتر کردن زندگی انسان می داند، روندی که انسان را همچون ارباب و طبیعت را همچون برده زیردست درنظر می گیرد، اشاره می کنند؛ و بیان می دارند که سلطه مردان بر زنان و ساخت جامعه پدرسالارانه، با سرکوب طبیعت توسط انسان ارتباط دارد. به زعم آنان این هر دو سرکوب از یک جنس بوده و ناشی از یک نوع مواجهه با جهان اطراف است. اما اکوفمینیست ها چگونه میان این دو نوعِ به ظاهر متفاوتِ سلطه، رابطه برقرار می کنند؟ کارن وارن (1993) بیان می کند که در مجموع می توان در نوشته های اکوفمینیست ها، هشت نوع رابطه میان انقیاد زنان و طبیعت یافت. این ارتباطات عبارتند از: ارتباط تاریخی، مفهومی، تجربی و عملی، سمبلیک و نمادین، معرفت شناختی، سیاسی و عملکردی، اخلاقی و نظری. ما در این یادداشت تنها یک نوع از این روابط یعنی ارتباط تاریخی را واکاوی خواهیم کرد. دیگر انواع این ارتباطات در یادداشتی جداگانه مورد تحلیل قرار خواهد گرفت. 

بنابه ادعای آریل ساله Ariel Salleh بحران ِجهانیِ زیست محیطی امروز، نتیجه قابل پیش بینی فرهنگ پدرسالار آنهاست. با بررسی داده های تاریخی درباره ریشه های تسلط بر زنان و طبیعت، بعضی از اکوفمینیست ها بیان می دارند که الگوهای اصلی تسلط با استیلای جوامع هند و اروپایی بر قبایل چادرنشین اروپا و آسیا در حدود 4500 سال پیش از میلاد مسیح آغاز شد. ریانه آیزلر دوران پیش از این جایگزینی را یک دوره کشاورزی صلح آمیز، مادرتباری و مادرسالارانه می خواند. دیگر اکوفمینیست ها این ارتباط تاریخی را به دوگانگی پدرسالارانه، و مفاهیم عقلانیت در فلسفه کلاسیکی و نانوسنت عقلانیت نسبت میدهند. به گفته آنها اندیشه غربی از میراث یونانی گذشته حاوی دوگانه های انسان/طبیعت، مرد/زن، خرد /احساس، ماده /روح، فرادست/فرودست، غالب /مغلوب و... بوده است. بدین معنا مفاهیم انسان، مرد، خرد، روح، فرادست و غالب در کنار یکدیگر، و مفاهیم طبیعت، زن، احساس، ماده، فرودست و مغلوب در کنار یکدیگر می نشینند. 

بعضی دیگر از فمینیست ها که بر تحولات علمی و فرهنگی متأخرتر تأکید دارند، ریشه این پدیده را به انقلاب علمی قرون شانزده و هفده میلادی بر می گردانند. این دسته بیان می کنند که پیش از انقلاب علمی و صنعتی، در جهان سنت نظمی هماهنگ میان انسان و طبیعت وجود داشت، اما این هماهنگی با نگرشی تقلیل گرایانه و مکانیکی از علم مدرن جایگزین شد، که بهره کشی از طبیعت، گسترش بی رویه تجارت و صنعت و واداشت زنان به فرمانبرداری را تجویز می کرد. اکوفمینیسم بیان می کند که جامعه غربی به شکلی مشابه با زنان، طبیعت و همچنین گروه های فرودست اجتماع(نظیر سیاه پوستان) روبرو شده است. بنابراین شکلی مشابه از سلطه هم بر زنان، هم بر طبیعت و هم بر گروه های فرودست اجتماعی اعمال گردیده است. به این معنا این هر سه (طبیعت، زنان و گروه های فرودست اجتماعی) به لحاظ ذاتی، کم ارزش شمرده شده، تحت استثمار درآمده و مظلوم واقع شده اند. 

مهم ترین اندیشمندان و فعالان اکوفمینیسم
از میانه دهه 1970 بعضی از مهم ترین پیشگامان اکوفمینیسم عبارتند از:
کارول جی.آدامز Carol J. Adams، کریس جی.کومو Chris J. Cuomo، مری دالی Mary Daly، گرتا گارد Greta Gaard، سوزان گریفین Susan Griffin، وانگاری ماتایی WangariMaathai، سالی مگ فیگ SallieMcFague، کارولین مرشانتCarolyn Merchant، گلوریا اورنشتاین Gloria Orenstein، وال پلاموود Val Plumwood، رزماری رادفورد روترRosemary Radford Ruether، آریل ساله ArielSalleh ، واندانا شیوا Vandana Shiva، شارلنه سپرتناک Charlene Spretnak، مری استرنجMary Stange، ستارهاوک Starhawk، آلیس واکر Alice Walker و کارن جی.وارنKaren J. Warren. 

دهه سازمان ملل برای زنان(1975-1985) و دیگر برنامه های پیشرویی که توسط سازمان ملل و دیگر مؤسسات بین المللی اجرا شد، در توسعه اکوفمینیسم بسیار مؤثر بوده است. امروزه تعداد فراوانی از تک نگاری ها، گلچین های ادبی، مجموعه کتاب ها، ژورنال ها، وب سایت ها، کنفرانس ها و برنامه ها درباره اکوفمینیسم برگزار می شود. علی رغم آن، اکوفمینیسم به اشکال مختلفی مورد نقد قرار گرفته است، هم از سمت فمینیست ها و هم از سمت اکوفمینیست ها. که در یادداشت های آتی مفصلاً به این انتقادات پرداخته خواهد شد. 

جنبش های اکوفمینیستی
اجازه بدهید کمی از بحث های نظری فاصله گرفته و به چند مثال عینی نگاه بیندازیم؛ جنبش چیپکو Chipko Movement در دامنه کوه های هیمالیا در هند شمالی، نمونه مناسبی است از یکی از ابتدایی ترین طرح هایِ سیاسیِ فمینیست هایی که دغدغه محیط زیست در سر داشتند. 



زنان در جنبش چیپکو در هند درباره جلوگیری از تخریب جنگل ها صحبت می کنند.
کلمه "چیپکو" از یک لغت هندی به معنای «چسبیدن» گرفته شده است. روستاهای فراوانی در هند برای مدت طولانی به جنگل های محلی به عنوان منبعی غنی از غذا، سوخت، علوفه، مواد مورد نیاز، دارو و حتی معنویت وابسته بودند. با این حال، در آغاز دهه 1970، زنان که موقتاً در زمانی که مردان در جستجوی کار روستا را ترک کرده بودند، در روستا تنها گذاشته شده بودند، ناچار شدند که از جنگل های پرقیمت شان در مقابل چوب برهایی که از حمایت دولتی برخوردار بودند، حفاظت کنند. این زنان از روش های مقاومت غیرخشونت بار گاندی استفاده کردند. 

آنها دست هایشان را به هم دادند، و حلقه هایی انسانی به دور جنگل و درختان ساختند تا از آنها محافظت کنند. در نتیجه چوب برها، وحشت زده میدان را ترک کردند. البته کسب موفقیت برای جنبش چیپکو به سادگی میسر نشد. وقتی چوب برها آغاز به بریدن درخت ها کردند، «آمریتا دوی» یکی از درختان را در آغوش کشید، تا از قطع آن جلوگیری کند. زیرا در آن منطقه رسم بود که هر کودک از طفولیت درختی متعلق به خود داشت که می توانست با آن حرف بزند. چوب بر سعی کرد او را منصرف کند، اما او بسیار مصمم بود. چوب بر او را نادیده گرفته و درخت را قطع کرد. دوی در نتیجه این امر کشته شد. از او در هند با نام «شهید» یاد می شود و یک جایزه محیط زیستی در هند به افتخارش نام گذاری شده است. 




یک نقاشی که ماجرای آمریتا را به تصویر می کشد.

این جنبش در نهایت منجر به این شد که دولت هند سیاست های دولتی خود را درباره منابع طبیعی بازنویسی کند و در سیاست های تازه، حساسیت مردم محلی و دغدغه های آنان را درنظر بگیرد. این جنبش در هند و سراسر جهان به عنوان یک نمونه موفق جلوگیری از تخریب جنگل، شناخته می شود. 




نمایی از زنان هندی که به دور درختان حلقه زده اند.

یک نمونه دیگر از جنبش های اکوفمینیستی، برنامه ملی درختکاری در کنیا است که جنبش «کمربند سبز» نامیده می شود. این برنامه در سال 1977 توسط وانگاری ماتای برای نجات زنان روستایی کنیا از فقر ابداع شد. 
 
زنان کنیایی از فقر، کوچک شدن جنگل ها، و کمبود غذا شکایت می کردند. وانگاری ماتای متوجه شد که این گرسنگی گسترده، نماینده یک حقیقت دردناک است و آن چیزی نیست جز ناتوانی و از بین رفتن ارزش های سنتی که جامعه را وادار می کرد از منابع طبیعی اش به خوبی محافظت کند. باتای زنان را تشویق کرد که این روند را تغییر دهند. 

انجمن ملی زنان کنیا، بذر و نهال توزیع می کرد و برنامه های محلیِ اجرا و نظارت به راه می انداخت. زنان محلی روزانه ساعت هایی به رایگان برای این طرح کار می کردند و در تمام بخش ها از قبیل جمع آوری بذر، کنترل کیفیت، کاشت، نگهداری از نهال ها و حتی بخش بازاریابی و فروش، فعال بودند. آنها درختان مناسب برای روستاها، مزارع، خانه ها و مدارس را کاشته و از این درختان نگهداری می کردند. در طی این فرآیند، این زن ها تبدیل به درختکاران حرفه ای شدند. این مهارت باغبانی برای آنها افزایش درآمد به همراه داشت، پایگاه اجتماعی شان را افزایش داد، باعث مشارکت آنها در یادگیری و سپس آموزش های محیط زیستی شد و به کار آنها و خانواده هایشان آمد. 

این جنبش اکوفمینیستی بیش از 80 هزار زن را برانگیخت تا در مقابل زندگی های خودشان احساس مسئولیت کنند و به کار کاشت بیش از 7 میلیون اصله درخت همت بگمارند. مردها و بچه ها هم کم کم در این برنامه فعال شدند. مهم تر آنکه، کاشت درختان به کنترل فرسایش خاک، حفظ رطوبت خاک، و جلوگیری از توسعه بیابان کمک کرد. جنبش «کمربند سبز» نوعی از اخلاق حمایت و مراقبت از دیگران را بازنمایی می کند که بازنمای مادرانگی، همکاری و دوستی است، ضمن آنکه نشانه دغدغه ای عمیق برای نسل های آینده به شمار می رود. ماتای به سبب فعالیت های دوستدار محیط زیست و صلح سازی خود در سال 2004 برنده جایزه نوبل شد. 




پروفسور وانگاری ماتای دکترای آناتومی حیوانات و برنده جایزه نوبل 2004 


پی نوشت
1.    Le Féminismeou la Mort

منابع
  • Hobgood-OsterLaura (2005)، Ecofeminism - Historic and International Evolution, in Encyclopedia of Religion and Nature, Edited by Bron Taylor, London & New York: Continuum.
  • PoraneeNatadecha-Sponsel, (2007)Ecofeminism, in Encyclopedia of environment and society, Sage Publication.
  • Peter Davergne, (2009), Historical Dictionary of Environmentalism, Maryland: The Scarecrow Press, Inc.
  • J Waren Karen,(1993) in Michael E. Zimmerman, J. Baird Callicott, George Sessions,Karen J. Warren, and John Clark (Eds.), Environmental Philosophy:From Animal Rights to Radical Ecology. Englewood Cliffs, NJ:Prentice-Hall.
  • The green Belt Movement, Our History, 2012, http://www.greenbeltmovement.org/who-we-are/our-history
  • Woman, Power and Politics, Roots of Peace, WangariMaathai and the Green Belt Movement, 2012, http://www.womeninworldhistory.com/contemporary-04.html
  • Save our Woods, Woman, trees and hugging, 2011, http://saveourwoods.co.uk/get-involved/love-trees/women-trees-and-hugging/
  • Woman in World History, The Chipko Movement India's Call to Save Their Forests, 2012,http://www.imow.org/wpp/stories/viewstory?storyid=1239

برچسب ها: اکوفمینیسم ، فمینیسم ، محیط زیست ، سیمین یکتایی ، زنان  
 
 
 
 

 
آمار سایت :
کاربران آنلاین :
1
بازدید های امروز :
1
کل بازدید ها :
113,723
بیشترین بازدید :
1,330
مشاهدات امروز :
1,245
کل مشاهدات :
6,279,274
بیشترین مشاهده :
73,755