- مفهوم توسعه فرهنگی
- مفهوم توسعه فرهنگی
بسمه تعالي
1 - مفهوم توسعه فرهنگی
توسعۀ فرهنگی را می توان فرآیند ارتقاء شئون گوناگون فرهنگ جامعه در راستای اهداف مطلوب دانست که زمینه ساز رشد و تعالی انسانها خواهد شد.
تا مدتها توسعه مقوله ای صرفاً اقتصادی تلقی می شد و کشورهای مختلف تنها از این جنبه به آن توجه می- کردند.
اما به تدریج نگاه یک سویه به توسعه و تاکید بیش از حد بر مسایل اقتصادی، باعث بروز مشکلاتی در عرصه های اجتماعی و زیست محیطی برای کشورهای پیشرفته شد. از سوی دیگر، استفاده از این الگوی توسعه توسط برخی کشورها به طور ناآگاهانه، بر توسعه هماهنگ این کشورها اثراتی منفی گذارد.
این مشکلات از آنجا نشأت می گرفت که نقش کلیدی فرهنگ در قوام جامعه مورد غفلت قرار گرفته بود. می توان گفت فرهنگ بهعنوان گنجینه ای از دستاوردهای مادی ومعنوی بشری ـ که باورها، ارزشها، نگرشها و هنجارهای مورد قبول یک جامعه را در طول تاریخ بوجود آورده است ـ نوع رفتار مردم آن جامعه را مشخص می کند.
بدیهی است که نمی توان بدون اعتنا به این مقولۀ مهم، بدنبال ایجاد تغییراتی در ابعاد مختلف جامعه بود. چراکه هرگونه تغییر وتحولی در تمامی ابعاد جامعه اعم از اقتصادی، سیاسی و اجتماعی منوط به نوعی پذیرش فرهنگی، در جامعه می باشد.
بنابراین بدون ایجاد بستر مناسب فرهنگی نمی توان بدنبال تحقق توسعه در ابعاد دیگر جامعه بود. از این روی طی سالهای اخیرمفهوم توسعۀ فرهنگی مورد توجه بسیاری از مجامع جهانی از جمله یونسکو قرار گرفته است.
سازمان جهانی یونسکو توسعه فرهنگی را چنین تعریف نموده است: « توسعه وپیشرفت زندگی فرهنگی یک جامعه با هدف تحقق ارزشهای فرهنگی، به صورتی که با وضعیت کلی توسعه اقتصادی و اجتماعی هماهنگ شده باشد.»
در مجموع توسعۀ فرهنگی را می توان فرآیند ارتقاء شئون گوناگون فرهنگ جامعه در راستای اهداف مطلوب دانست که زمینه ساز رشد و تعالی انسانها خواهد شد. در اینجا منظور از شئون گوناگون فرهنگ، نگرشها، ارزشها، هنجارها، قوانین، آداب و رسوم می باشد.
هدف نهایی توسعۀ فرهنگی نیز در این تعریف در واقع غرض اصلی هر نوع توسعه ای است؛ یعنی رشد وتعالی انسان، هم در ابعاد مادی وهم در بعد معنوی. البته روشن است که دستیابی به این هدف جز در صورت مناسب بودن بستر زیست انسان، که همانا جامعه است، محقق نمی¬شود. بنابراین در یک الگوی مناسب برای توسعه، باید راهکارهایی برای بهبود شرایط زندگی پیش بینیشود.
بطور کلی، نوع درک از مفهوم فرهنگ، شیوه تعریف توسعهرهنگفی را مشخص می کند. از اینرو در یک تلقی، می توان برای فرهنگ معنایی عام در نظر گرفت. بدین صورت که تمامی ابعاد مادی و معنوی جامعه را در بر بگیرد. در این مفهوم، تمامی دستاوردهای بشر، از ابزار وفنون گرفته تا ارزشها و آداب و رسوم در زمرۀ عناصر فرهنگی قرار خواهند گرفت. در این صورت توسعۀ فرهنگی تمامی شئون زندگی بشر را شامل خواهد شد و توسعه در ابعاد دیگر جامعه ذیل توسعۀ فرهنگی قرار خواهند داشت.
اما فرهنگ در معنای خاص نیز بکار برده می شود. در این مفهوم فرهنگ در ابعاد معنوی جامعه محدود شده است و تنها مشتملبردستاوردهای غیر مادی بشر خواهد بود. در این تلقی، توسعه فرهنگی بعدی از ابعاد توسعه در جامعه خواهد بود که با ابعاد مادی توسعه، رابطه ای تعاملی خواهد داشت.
در اینجا سخن بر سر باز اندیشی و باز سازی فرهنگی است. بدون تردید، طرد فرهنگ خودی نتیجه ای جز از دست رفتن هویت اجتماعی و تزلزل قوام جامعه در پی نخواهد داشت. ولیکن در بازاندیشی فرهنگی با توجه به مقتضیات زمان، می توان به تقویت عناصر فرهنگی مساعد توسعه همت گماشت و به تصفیه فرهنگ از عناصر مانع توسعه همچون باورهای واهی وخرافات، پرداخت.
عناصر توسعه گرا وتحول خواه موجود در فرهنگ هر جامعه به عنوان سرمایه های فرهنگی آن جامعه، پشتوانه ای موثر برای توسعه محسوب می شود
باید توجه داشت که توسعه فرهنگی همانطور که از سویی زمینه ساز و علت توسعۀ ابعاد دیگر جامعه است، در دیگر سو، معلول آنها نیز می باشد. بدین معنی که پیشرفت همه جانبۀ جامعه خود به رشد و بالندگی فرهنگ، کمک شایانی می نماید.
بنابراین در ترسیم یک الگوی مناسب برای توسعه جامعه، باید برنامه هایی برای تمامی ابعاد جامعه ارائه گردد.
بنابراین عناصر فرهنگی عبارتند از :
1 - ارزش ها
2 - آداب
3 - رسوم
4 - تصفیه فرهنگ از عناصر مانع توسعه
5 - بررسی و آموزش عناصر توسعه گرا و تحول خواه
6 - آموزش مستمر
7 -نظر به اینکه هرگونه تغییر و تحولی در تمامی ابعاد جامعه اعم از اقتصادی، سیاسی و اجتماعی منوط به نوعی پذیرش فرهنگی، در جامعه می باشد ، سرمایه گذاری در ایجاد تغییر و تحول از واجبات است.
8 - نظارت علمی بر رشد و توسعه عناصر فرهنگی در جامعه
9 - باورها
10 - نگرش ها
11- هنجارها
12 - فنون
13 - توجه به اصل تولید کنندگی عرصه ها ی مادی و معنوی فرهنگ اسلامی - ایرانی و ارائه به سایر ملل (که این یک فرصت است ). به عبارت دیگر تلاش بیشتر برای قابل عرضه تر کردن فرهنگ بومی و پذیرفتنی کردن پیام خود برای جامعه جهانی است.
14 - عرفان
15 - انسان دوستی
16 - کرامت انسانی
17 - عزت
18 - کتاب و کتابخوانی
19 - رسانه های صوتی و تصویری
20 - رو.زنامه ها
21 - هنرها
22 - سینما
23 - معماری
24 - مظالعه و پژوهش در مورد سر چشمه های تعارض های فرهنگی در جامعه کنونی ایران و ارائه راه حل های مناسب
25 - ترجمه :
ترجمه روشی برای ایجاد و ارتباط میان دو فرهنگ است. اساسا" مبادله ی عناصر مادی و معنوی دو فرهنگ بدون ترجمه علمی ممکن نیست. ترجمه علمی یعنی ترجمه فرهنگ ها و نه ترجمه ی زبان ها
26 - عناصر فرهنگ سازمانی :
با شناسایی عناصر فرهنگ سازمانی و تاثیر آن بر سازمان ، می توان به یک جمع بندی مناسب برای اجرای موفقیت آمیز برنامه های زیست محیطی دست یافت. عناصر کلیدی فرهنگ سازمانی در قالب چهار مقوله ی افراد ، ساختار ، فرایند ها و محیط فرهنگی مد نظر قرار می گیرد.
27 - موسیقی :
موسیقی ایرانی امروزه با مخاطبان میلیونی خود باید سعی شود تا یک موسیقی جهان - وطن باشد.
دكتر عبدالرسول كاظم پور
رئيس شوراي اسلامي استان اصفهان
1/8/89
+ نوشته شده در 89/10/06ساعت 17:14 توسط dr.a.kazempour |
آرشیو نظرات