پایگاه اطلاع رسانی انجمن محیط زیست شهرضا
پایگاه اطلاع رسانی انجمن محیط زیست شهرضا
پرچم

          ارسال به دوست           پرینت             بازگشت  
66

1392/7/20

2344

زندگي فردي و اجتماعي


تاريخ خبر: شنبه 20 مهر 1392 - 6 ذيحجه  1434ـ 12 اكتبر 2013ـ شماره  25713
چند حديث نوراني از امام کاظم(ع) درباره:زندگي فردي و اجتماعي

1- تعقل و معرفت

«ما بعث الله انبيائه و رسله الى عباده الا ليعقلوا عن الله، فاحسنهم استجابه احسنهم معرفه لله، و اعلمهم بامر الله احسنهم عقلا و اعقلهم ارفعهم درجه فى الدنيا و الاخره»؛ خداوند پيامبران و رسولانش را به سوى بندگانش بر نينگيخته، مگر آنکه از طرف خدا تعقل کنند. پس نيکوترينشان از نظر پذيرش، بهترينشان از نظر معرفت به خداست، و داناترينشان به کار خدا، بهترينشان از نظر عقل است، و عاقل ترين آنها، بلندپايه ترينشان در دنيا و آخرت است. 

2- حجت ظاهرى و باطنى

«ان الله على الناس حجتين، حجته ظاهره و حجته باطنه، فاما الظاهره فالرسل و الانبياء و الائمه و اما الباطنه فالعقول»؛ خداوند براي مردم دو حجت قرار داده است، حجت آشکار و حجت پنهان. حجت آشکار، رسولان و پيامبران و امامان هستند؛ و حجت پنهانى عبارت است از خرد. 

3- صبر و گوشه‌گيرى از اهل دنيا

«الصبر على الوحده علامه قوه العقل، فمن عقل عن الله تبارک و تعالى اعتزل اهل الدنيا و الراغبين فيها و رغب فيما عند ربه و کان الله آنسه فى الوحشه و صاحبه فى الوحده، و غناه فى العيله و معزه فى غير عشيره»؛ صبر بر تنهايى، نشانه قوت عقل است، هر که از طرف خداوند تعقل کند از اهل دنيا و راغبين در آن کناره گرفته و بدانچه نزد پروردگارش است، رغبت نموده، و خداوند در وحشت انيس اوست و در تنهايى يار او، و توانگرى او در ندارى و عزت او در بىتيره و تبارى است. 

4- عاقلان آينده نگر

«ان العقلاء زهدوا فى الدنيا و رغبوا في الاخره لانهم علموا ان الدنيا طالبه و مطلوبه و الاخره طالبه و مطلوبه . من طلب الاخره طلبته الدنيا حتى يستوفى منها رزقه، و من طلب الدنيا طلبته الاخره فياتيه الموت فيفسد عليه دنياه و آخرته»؛ عاقلان، به دنيا بىرغبتند و به آخرت مشتاق؛ زيرا مي‌دانند که دنيا خواهان است و خواسته شده و آخرت هم خواهان است و خواسته شده. هر که آخرت خواهد، دنيا او را بخواهد تا روزى خود را از آن دريافت کند، و هر که دنيا را خواهد، آخرتش به دنبال است تا مرگش رسد و دنيا و آخرتش را بر او تباه کند. 

5- تضرع براى عقل

«من اراد الغنى بلا مال و راحه القلب من الحسد و السلامه فى الدين فليتضرع الى الله فى مسالته بان يکمل عقله، فمن عقل قنع بما يکفيه و من قنع بما يکفيه استغنى و من لم يقنع بما يکفيه لم يدرک الغنى ابدا»؛ هر کس بي نيازى خواهد بدون دارايى، و آسايش دل خواهد بدون حسد، و سلامت دين طلبد، بايد به درگاه خدا زارى کند که عقلش را کامل کند. هر که خرد ورزد، بدانچه کفايتش کند قانع باشد. و هر که بدانچه او را بس باشد قانع شود، بي نياز گردد. و هر که بدانچه او را بس بود قانع نشود، هرگز به بي نيازى نرسد. 

6- ديدار با مؤمن براى خدا

«من زار اخاه المؤمن لله لا لغيره، ليطلب به ثواب الله و تنجز ما وعده الله عزوجل وکل الله عزوجل به سبعين الف ملک من حين يخرج من منزله حتى يعود اليه ينادونه: الا طبت و طابت لک الجنه، تبوات من الجنه منزلا»؛ هر کس فقط براى خدا، نه چيز ديگر به ديدن برادر مؤمنش رود تا به پاداش و وعده‌هاى الهى برسد، خداوند متعال از وقت خروجش از منزل تا برگشتن او، هفتاد هزار فرشته بر او گمارد که همه ندايش کنند:‌‌هان! پاک و خوش باش و بهشت برايت پاکيزه باد که در آن جاى گرفتى. 

7- مروت، عقل و بهاى آدمى

«لا دين لمن لا مروه له، و لا مروه لمن لا عقل له، و ان اعظم الناس قدرا الذى لايرى الدنيا لنفسه خطرا، اما ان ابدانکم ليس لها ثمن الا الجنه، فلا تبيعوها بغيرها»؛ کسى که جوانمردى ندارد، دين ندارد؛ و هر که عقل ندارد، جوانمردى ندارد. به راستى که باارزش ترين مردم کسى است که دنيا را براى خود مقامي‌نداند، بدانيد که بهاى تن شما مردم، جز بهشت نيست، آن را جز بدان مفروشيد. 

8- حفظ آبروى مردم

«من کف نفسه عن اعراض الناس اقاله الله عثرته يوم القيمه و من کف غضبه عن الناس کف الله عنه غضبه يوم القيمه»؛ هر که خود را از آبروريزى مردم نگهدارد، خدا در روز قيامت از لغزشش مي‌گذرد، و هر که خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند در روز قيامت خشمش را از او باز دارد. 

9- عوامل نزديکى به خدا و دوري از او

«افضل ما يتقرب به العبد الى الله بعد المعرفه به الصلاه و بر الوالدين و ترک الحسد و العجب و الفخر»؛ بهترين چيزى که به وسيله آن بنده به خداوند تقرب مىجويد، بعد از شناختن او، نماز و نيکى به پدر و مادر و ترک حسد و خودبينى و به خود باليدن است. 

10- عاقل دروغ نمي‌گويد

«ان العاقل لا يکذب و ان کان فيه هواه»؛ همانا که عاقل دروغ نمي‌گويد، گرچه طبق ميل و خواسته او باشد. 

11- حکمت کم گويى و سکوت

«قله المنطق حکم عظيم، فعليکم بالصمت، فانه دعه حسنه و قله وزر، و خفه من الذنوب»؛ کم گويى، حکمت بزرگى است، بر شما باد به خموشى که شيوه اى نيکو و سبک بار و سبب تخفيف گناه است. 

12- هرزه گويى بى حيا

«ان الله حرم الجنه على کل فاحش قليل الحياء لا يبالى ما قال و لا ما قيل له»؛ همانا خداوند بهشت را بر هر هرزه گوي کم حيا که باکى ندارد چه مي‌گويد يا به او چه گويند، حرام گردانيده است. 

13- متکبربه بهشت نمي‌رود

«اياک و الکبر، فانه لا يدخل الجنه من کان فى قلبه مثقال حبه من کبر»؛ از کبر و خودخواهى بپرهيز، که هر کسى در دلش به ‌اندازه دانه اى کبر باشد، داخل بهشت نمي‌شود. 

14- تقسيم کار در شبانه روز

«اجتهدوا فى ان يکون زمانکم اربع ساعات:ساعه لمناجاه الله، وساعه لامرالمعاش، وساعه لمعاشره الاخوان والثقاه الذين يعرفونکم عيوبکم ويخلصون لکم فى الباطن، وساعه تخلون فيها للذاتکم فى غير محرم وبه ذه الساعه تقدرون على الثلاث ساعات»؛ بکوشيد که اوقات شبانه روزى شما چهار قسمت باشد:1. قسمتى براى مناجات با خدا، 2. قسمتى براى تهيه معاش، 3. قسمتى براى معاشرت با برادران و افراد مورد اعتماد که عيبهاى شما را به شما مي‌فهمانند و در دل به شما اخلاص مىورزند، 4. و قسمتى را هم در آن خلوت مي‌کنيد براى درک لذتهاى حلال و تفريحات سالمه و به وسيله انجام اين قسمت است که بر انجام وظايف آن سه قسمت ديگر توانا مي‌شويد. 

15- همنشينى با ديندار و عاقل خيرخواه

«مجالسه اهل الدين شرف الدنيا و الاخره، و مشاوره العاقل الناصح يمن و برکه و رشد و توفيق من الله، فاذا اشار عليک العاقل الناصح فاياک و الخلاف فان فى ذلک العطب»؛ همنشينى اهل دين، شرف دنيا و آخرت است، و مشورت با خردمند خيرخواه، يمن و برکت و رشد و توفيق از جانب خداست، چون خردمند خيرخواه به تو نظرى داد، مبادا مخالفت کنى که مخالفتش هلاکت بار است. 

16- پرهيز از انس زياد با مردم

«اياک و مخالطه الناس و الانس بهم الا ان تجد منهم عاقلا و مامونا فآنس به و اهرب من سايرهم کهربک من السباع الضاريه»؛ بپرهيز از معاشرت با مردم و انس با آنان، مگر اينکه خردمند و امانتدارى در ميان آنها بيابى که در اين صورت با او انس گير و از ديگران بگريز، به مانند گريز تو از درنده‌هاى شکارى. 

17- نتيجه حب دنيا

«من احب الدنيا ذهب خوف الاخره من قلبه و ما اوتى عبد علما فازداد للدنيا حبا الا ازداد من الله بعدا و ازداد الله عليه غضبا»؛ هر که دنيا را دوست بدارد، خوف آخرت از دلش برود، و به بنده اى دانشى ندهند که به دنيا علاقه مندتر شود، مگر آنکه از خدا دورتر و مورد خشم او قرار گيرد. 

18- پرهيز از طمع و تکيه بر توکل

«اياک و الطمع، و عليک بالياس مما فى ايدى الناس، و امت الطمع من المخلوقين، فان الطمع مفتاح للذل، و اختلاس العقل واختلاق المروات، و تدنيس العرض و الذهاب بالعلم. و عليک بالاعتصام بربک و التوکل عليه»؛ از طمع بپرهيز، و بر تو باد به نااميدى از آنچه در دست مردم است، طمع را از مخلوقين ببر که طمع، کليد خوارى است، طمع، عقل را مىربايد و مردانگى را نابودکند و آبرو را مي‌آلايد و دانش را از بين مي‌برد. بر تو باد که به پروردگارت پناه برى و بر او توکل کنى. 

19- نتايج امانتدارى و راستگويى

«اداء الامانه و الصدق يجلبان الرزق، و الخيانه و الکذب يجلبان الفقر و النفاق»؛ امانتدارى و راستگويى، سبب جلب رزق و روزي اند، و خيانت و دروغگويى، سبب جلب فقر و دورويى. 

20- سقوط برترى جوى

«اذا اراد الله بالذره شرا انبت لها جناحين، فطارت فاکلها الطير»؛ هر گاه خداوند بدى مورچه را بخواهد، به او دو بال مي‌دهد که پرواز کند تا پرنده‌ها او را بخورند.

codex13x
 
 
 

 
آمار سایت :
کاربران آنلاین :
2
بازدید های امروز :
55
کل بازدید ها :
113,777
بیشترین بازدید :
1,330
مشاهدات امروز :
164
کل مشاهدات :
6,278,247
بیشترین مشاهده :
73,755