خوشه چین خرمن فیض
فلاسفه نیز نوع تفکرشان با سایرین متفاوت است. عمق در نگرششان به هستی و هر چه در آن موجود است مانع از آن می شود تا در گیر و دار سطح و ظاهر گرفتار آیند و در مخمصه تنگ دنیا طلبی اسیر شوند. بی شک، رشد تفکر در دوران گذشته و امروز مدیون تلاش و گذشت انسان وار آنان در ارتقای بلند نظری مردمان است، حتی اگر اندک باشد.
اما آنچه در چشم انداز این نوشتار در نظر است سخن از استاد سید جلال الدین آشتیانی، فیلسوف بزرگی است که قامت رشید فلسفه اسلامی و عرفان عملی بر دوش توانای او قد کشید. اندیشمندی که ضمن تسلط کامل بر فلسفه صدرای شیرازی، در تصحیح کتب مهم فلسفی ید طولایی داشت. هرچند که برخی در فیلسوف خواندنش احتیاط را شرط عقل دانسته اند، اما در نگاه بسیاری از بزرگان فلسفه، عنوانی به جز " فیلسوف" بر حد اعلای علم او قابل اطلاق نیست. آنچنان که دکتر رضا داوری اردکانی درباره او می گوید: آشتياني يک طلبه فلسفه اسلامي نبود، يک دانشمند فلسفه اسلامي نبود، با فلسفه اسلامي زندگي ميکرد، آيا کسي که با اين فلسفه زندگي کند، فيلسوف نيست؟
آشنایان دور و بیگانگان نزدیک
از کلام این اندیشمند ایرانی که بگذریم، سیدجلال الدین آشتیانی در نگاه هانری کربن، فیلسوف فرانسوی و از شیفتگان فلسفه اسلامی که بعدها نیز به مذهب تشیع گروید، " ملاصدرای معاصر" لقب می گیرد و چه کسي بيش از هانري کربن در شناخت صدرالدين با محوريت حکمت و نگرش باطني همت گماشته است؟
وی درباره سید جلال الدین آشتیانی می گوید: آقاي آشتياني يک فيلسوف ايراني است که نماينده تمامعيار فلسفه ديرين است، منتهي فلسفه ديريني که به نحوي کاملاً امروزي درک شده است. آقاي آشتياني به نظر من يک ملاصدرا است که در عصر ما زندگي ميکند به نحوي که گويي ملاصدرا دوباره زنده شده است.
شاید درک مقام والای آشتیانی در کلام آنان که از نزدیک با شخصیتش آشنا بوده اند آسان تر باشد. آنگاه
" آشتیانی را باید از مصححین بزرگ دوران معاصر در حوزه فلسفه اسلامی به شمار آورد. حوزه مطالعاتی وسیع او که شامل کلیه رسالات، مقالات و کتب قدیم و جدید فلسفی می شد منجر به آن شد تا شایستگی لازم را برای تصحیح متون فلسفی به دست آورد و تصحیح را به تالیف ترجیح دهد و اين تنها از جهت عشق و علاقهاي بود که به فرهنگ اين مرز و بوم داشت و ميدانست که اگر اين کار توسط وی انجام نگيرد بسياري از اين آثار از بين خواهند رفت
"که محمّد جعفر ياحقي درباره شاگردان و مريدان استاد آشتياني در اقصي نقاط جهان چنين گفته است: " آن سالها که از مشهد بيرون نرفته بودم، ميديدم که هانري کربن و سيد حسين نصر و امثالهم چگونه مشتاقانه به ديدارش ميشتابند و نيز هر کس بويي از فلسفه و عرفان به مشامش خورده است. بعدها که به اقصاي عالم سفر کردم، در هر محفلي که سخن از خراسان به ميان ميآمد، از کمبريج و آکسفورد و لندن گرفته تا برکلي و تورنتو و توکيو، همه از «استاد» ميپرسيدند.
ماتسوموتو، استاد آن روز دانشگاه بينالمللي ژاپن، خود يکي از دهها دانشجو و مريد استاد آشتياني بود، که از گوشه و کنار جهان به مشهد شتافته و در ساحل درياي دانش و عرفان وي زانو زده و نام و ياد و آثار معرفت وي را در اقصا نقاط عالم پراکنده بودند.
مصحح بزرگ
استاد جلال الدین آشتیانی را باید از مصححین بزرگ دوران معاصر در حوزه فلسفه اسلامی به شمار آورد. حوزه مطالعاتی وسیع او که شامل کلیه رسالات، مقالات و کتب قدیم و جدید فلسفی می شد منجر به آن شد تا شایستگی لازم را برای تصحیح متون فلسفی به دست آورد و تصحیح را به تالیف ترجیح دهد و اين تنها از جهت عشق و علاقهاي بود که به فرهنگ اين مرز و بوم داشت و ميدانست که اگر اين کار توسط وی انجام نگيرد بسياري از اين آثار از بين خواهند رفت.
به واقع تصحیح یک نسخه خطی و تبدیل آن به یک متن امروزی، تنها این نیست که آن دست نوشته به یک نسخه تایپی جدید بدل شود. بلکه مصحح صبر و حوصله و البته علم فراوانی لازم دارد تا قدم به قدم با متن به پیش برود و آن را بند به بند با درک درستی که از علم قدیم و علم روز دارد کلمات درستی را جایگزین کلمات آن گرداند.
سیدمصطفی محقق داماد که از شاگردان استاد آشتیانی است در این باره می گوید: من در ديدارهايي که با ايشان در منزلشان داشتم، از ايشان نام آثار فراواني را ميشنيدم که مشغول مطالعه و تصحيح آنها بودند. چه اينکه ايشان هيچگاه وقتشان را تلف نميکردند. به هر صورت از ديدگاه من کار آشتياني خدمت بزرگي بوده است و البته ديگران نيز ميتوانند اين رسائل را با چاپ انتقادي بازانتشار دهند. نکته ديگر آنکه اگر کتاب شرح مقدمه قيصري را که آشتياني در سال ۱۳۴۲ يعني در ۳۴ سالگي نوشته است را ملاحظه کنيد، ميبينيد که او در عين جواني، چه اثر ارزشمندي را پديد آورده است. اين کتاب هنوز بسيار مهم و پرفروش است.
اساتید استاد پرور...
سید جلال الدین که از سرزمین بزرگ زادگان ، آشتیان برخاسته بود و عطش فراگیری معرفت و علوم حکیمانه با رگ و پی جانش تنیده بود، نخستین گام را از دامان خانواده ای اندیشمند و وارسته برداشت و پس از آن به عنوان طلبه ای جوان اما همه چیز دان و حکیم و برخوردار از ژرف اندیشی و اندیشه ای ژرف، از محضر درس استادان بنامی بهره می برد. وی در محضر درس آيتالله العظمي سيدابوالحسن رفيعي قزويني در قزوین، حضرت آیت الله العظمی بروجردی، آقا محمد تقی خوانساری، علامه حاج ميرزا محمد حسين طباطبائي يزدي و آقا ميرزا احمد آشتياني فروتنانه و شیفته وار درس معرفت می خواند و چنته خویش را از اسرار بلند حکمت و عرفان لبریز می ساخت. شبها تا دم دمان سپیده صبح با رفیق شفیق و هم بحث برگزیده اش مرحوم حاج ميرزا ابوالقاسم خرمشاهي، لذت درک مبانی فلسفه، حکمت و عرفان را می دادند و می ستاندند و درنهایت از ترس قضا شدن نماز صبحشان دیده فرو می بستند و به خواب می رفتند...
آشتياني با آنکه از همان روزگار جواني، رغبتي به تدريس در دانشگاه نداشت، به سفارش یکی از دوستان خود مرحوم راشد، روز ۲۵ مردادماه سال ۱۳۳۸، به ديدار
" استاد سید جلال الدین آشتیانی، فیلسوف بزرگی است که قامت رشید فلسفه اسلامی و عرفان عملی بر دوش توانای او قد کشید. اندیشمندی که ضمن تسلط کامل بر فلسفه صدرای شیرازی، در تصحیح کتب مهم فلسفی ید طولایی داشت
"شادروان ميرزا ابراهيم آشتياني رفت. اين دو آشتياني با هم آشنا بودند و همشهري، با اين تفاوت که يکي از رجال سرشناس تهران بود و ديگري جواني تنگدست و گمنام. عاقبت وی از مهرماه همان سال (۱۳۳۸) در دانشکده علوم معقول و منقول دانشگاه مشهد مشغول تدريس شد -- البته به صورت حقالتدريسي.
خوشه چین خرمن فیض
استاد جلال الدین آشتیانی نه تنها مرد ميدان "تصحيح" و احياي آثار حکماي الهي ايراني بود، که فلسفهداني و حکمت ورزی او به نحوي بود که مشتاقان زيادي از چند گوشه جهان را به سوي خود می کشاند. زبان ساده و سادگی زبانش نیز در کلام همه آنان که از نزدیک او را دیده بودند بیانگر روح بلند او بود. همدمان ساده دلی داشت. در کنار مردم می نشست و به زبان خودشان با آنان سخن می گفت. از خم و راست شدن های تمجید وار حذر می کرد و برآنان که در مجیزگویی اش قصد ربودن گوی سبقت از دیگری را داشتند خرده می گرفت و خاطرش از ایشان مکدر می شد. این خلق فروتنانه اش تا حدی بود که در پاسخ به هانری کربن که طبق آنچه ذکر شد او را صدرای زنده لقب داده بود، گفت: "اگر ملاصدرا اين بنده را يکي از خوشهچينهاي خرمن فيض خود محسوب فرمايد در حق بنده غلو کرده است."
وی در بیان انتقادات وارد بر حوزه علم و عمل منصف و جسور بود و دلسوزانه بر گسترش اندیشه های بلند نخبگان علمی دوران قدیم و معاصر تاکید می ورزید.
از سخنان ایشان در این باره است که می گوید: ايران بايد در اين عصر بزرگترين مرکز تدريس علوم فلسفي باشد و ميبايست از اين راه با تمام مراکز علمي جهان که فلسفه تدريس ميشود و عدد اين مراکز در اين عصر بسيار است، رابطه برقرار کرد، چون زمينه اصلي اين مهم در دست ما بود و به قدر ضعيف نيز هست و از بين خواهد رفت، مسووليت هست، اصلاً احساس نميشود! به زبان فارسي، کتب و رسائل زياد، در عرفان و حکمت و اخلاق تأليف شده است که حتماً بايد چاپ و منتشر شود، نيز بايد تمام متون فلسفي که اساتيد ايران به عربي نوشتهاند و فعلاً از کتب درسي يا مورد مراجعه فضلا است، به فارسي ترجمه يا با مقدمه و شرح به زبان فارسي، به ديگران معرفي گردد.»
دنیا همواره آبستن است! سید جلال آشتیانی های دیگری از راه خواهند رسید...
...به راستی اگر نبودند انسان های بزرگ اندیشی که در عمل، قواعد محدود و ثابت و راه و رسم مکرر زندگی را بر هم بزنند و دل از بی راهه های بی سرانجام ببرند و در شاه راه حقیقت قدم بردارند، دنیا نه جای زندگی بود! دنیا اگر برقرار است، اگر بر مصائب بی انتهای بشر و ظلم بی حد او بر هم نوعان خویش صبر کرده است و همچنان به او فرصت جبران و ساختنی دوباره بخشیده است از حضور پر فیض مردان و زنان بزرگی است که سردمدار انسانیت شده اند در دوران قحطی آن...
شايد جاي خالي اينچنين فيلسوفي که اهل تعارف و عاقبت به خيري نيست، در روزگار ما خيلي خالي است. فيلسوفي که همه چيز را به همه جا نبافد تا همه کس از او راضي باشند! ياد سید جلال آشتیانی به خیر!